تبليغاتX
چهره به چهره
چهره به چهره
کسی که چرایی برای زندگیش داشته باشد با چگونگی آن خواهد ساخت.
روشنگری!!! یکشنبه 6 خرداد1386 13:20
در خبرها آمده بود:

"به دنبال حوادث اخیر دانشگاه امیر کبیر بسیج دانشجوئی این دانشگاه با انجام اقداماتی مانند برگزاری نمایشگاه عکس مربوط به حوادث رخ داده در این دانشگاه در پی روشن کردن اساتید است و قرار است که بسیج دانشجوئی اساتید را روشن کند!".

بر خود لازم میدانیم که به این عزیزان اقدامات امنیتی و پیشگیرانه در خصوص این عمل(روشن کردن اساتید)را متذکر شویم:

۱-برای روشن کردن اساتید از کبریت استفاده نکنید چون امکان خاموشی توسط باد و چیزهای شبیه به آن وجود دارد.

۲-فندک را پیشنهاد میکنیم.

۳-آتش نشانی را حتما در جریان بگذارید چرا که احتمال سوختن بعضی از قسمتهای تحتانی و فوقانی هر دو طرف وجود دارد.

۴-بوی سوختن این قسمتها چیزی شبیه بوی کله گوسفند روی آتش است بنابراین ماسکهای خود را در دسترس قرار دهید.

پیغامی هم برای بزرگترها:

کبریت را دور از دسترس کودکان خود قرار دهید.

نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

حرف آخر شاید سه شنبه 18 اردیبهشت1386 14:28
دانه سفید برف در حال مرگ گفت:

مردن اگر طلایه جریان است خوشتر که زیستن

و بقیه برفها به قهقهه خندیدند...

نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

تکرار تنهائی سه شنبه 11 اردیبهشت1386 22:39
چه احوال خوشی دارد این تنهائی

با همه بودن و در کنا ر هیچ کس نبودن.آدمی چه نشاطی پیدا میکند برای یاد آوری غمهایش و نگریستن در آنچه بوده و باید باشد.که هر چه هست نباید باشد که هست کنونی در قالب تهی درونش بی معناست پس باید بیابد آنچه را ندارد و بکاود هر چه را در تنهائی می توتند به آن برسد که آن چیزی جز به خود رسیدن نیست.

به خود رسیدنی که فارغ از تمام کلمات پراکنده ای که در بیرون اقلام مصرفی این زندگی را می سازند. زندگی که هر کس تعبیر خود را از آن دارد.گاهی رسیدن به یک رویای نا تمام است و گاهی سر در گمی در پریشانی یک غم فرود آمده و حتی رسیدن به تمام وجودیت اما من از رسیدن به انتها ی هر چه گریزانم. وقتی می بینم که هیچ در پایان همه چیز است.نه هیچی که بعضی تعبیر نهله از آن می کنند بلکه نتیجه ای که در پایان هست که شاید مرا راضی نسازد.پس من خود را در نرسیدن پیدا می کنم و در کنار تمام مسافران این راه به انتظار سپیده ای دیگر که شروع کنم و تا خستگی شب تکرار چند باره مسیری دیگر را طی کنم.

نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

پاسخ به یک استاد سه شنبه 15 اسفند1385 18:7
این چند خط پاسخی است به سئوال یکی از اساتید که وقتی مطالبم را که گاه گاهی مینوشتم میخواند آنها را سیاه می دید و میگفت همیشه از اوضاع ناخوش مردم مینویسی و......

                                   یادمـــــــــــــــــــــــــــــان باشــــــــــــــــــد...

یادم باشد خطی ننویسم که کسی آزرده شود و بنویسم از حال مردمان حتی اگر کسی آزرده شود.

یادم باشد چیزی به زبان نیاورم که به کسی بر بخورد و بگویم از زبان مردمان تا شاید به کسی بربخورد.

یادم باشد که چند سال دیر تر رسیدن به هدفهای کوچک بهتر از فراموش کردن اهداف بزرگ است.

یادم باشد که هر روز آدمهای زیادی را می بینم که دوست دارند مثل من باشند مثل تو باشند همانهائی که هر لحظه واژه ی نیاز را با خود زمزمه می کنند.

یادم باشد که حالا دیگر به عنوان یک روز نامه نگار که باید زوایای تاریک را با نوشته هایش روشن کند وظیفه ای سنگین تر پیدا کرده ام.

یادم باشد که حالا شمعی در دست دارم حتی اگر بیم خاموشی اش برود.

یادت باشد که این آب در هاون کوبیدن نیست.بیهوده کاری نیست.

یادت باشد که روزگار همیشه خوش و خرم و همه چیز بر وفق مراد است!!!

یادت باشد که از تو می آموزند خواندن و نوشتن را و دوباره خواندن و نوشتن و...

یادمان باشد هرگز لااقل به خودمان دروغ نگوئیم.

یادمان باشد راه خود را به بیراهه ختم نکنیم.

یادمان باشد که یا بمانیم و کاری بکنیم و یا....

یادمان باشد که همه اینها لذت بخش است اگرو تنهااگر"او"بهانه باشد.

نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

پاسخ به یک دوست سه شنبه 1 اسفند1385 19:40
همیشه یه چیزی هست که باعث میشه تو یه کاری رو انجام بدی. یه دلیل یا شایدم چند تا دلیل متفاوت.

قبل از اینکه درس نقد و تفسیر مقاله با استاد اردستانی ارائه بشه یکی دو بار...


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

به مناسبت يكصدمين سالگرد انقلاب مشروطه:"تجربه ای برای نیندوختن" یکشنبه 29 بهمن1385 22:3
واژه مشروطه را هر فرد ايراني شنيده است و كم يا زياد با آن آشنايي دارد و ميزان آن به مطالعه، اطلاعات و درك هر فرد بستگي دارد . هر ايراني تصويري شايد منحصربفرد از اين واقعة تاريخي در ذهن خود دارد . جنبش، نهضت يا انقلابي كه با اهداف مختلف توسط  روشنفكران و روحانيون به همراه توده مردم در سال 1285 ه.ش اتفاق افتاد. شايد برخي از مطالبات انقلابيون مخالفت با سلطه بيگانگان ، حاكميت قانون ، برقراري نظم و عدالت در كشور، مطالبه رشد و ترقي و پيشرفت براي كشور بود، اما مهمترين عامل محرك.....
ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

سياست سوار بر موسيقي یکشنبه 29 بهمن1385 21:45
در آثار هر هنرمند بايد رد پاي زندگي گذشته او را جست وجو كرد . هر نويسنده يا هنرمند محصول مناسبات اجتماعي، سياسي جامعه اي است كه در آن  زندگي مي كند . او آثارش را با بهره گيري از مشاهده روابط بين انسانها و روابط بين حاكميت و مردم ترسيم مي كند .
اگر نگوئيم كه موسيقي مهم ترين نماد فرهنگ يك قوم است ، يقيناً يكي از مهم ترين آنهاست كه باعث پيوند بين افراد يك ملت بوده و زبان گوياي غم و شادي و حالات مختلف روحي آنان است.
امروزه و در عصر ارتباطات، موسيقي مي تواند.....


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

حمله نظامی آمریکا به ایران جدی است یا خیر؟ شنبه 14 بهمن1385 18:26

در روزهاي اخير، در پيرامون مسئله احتمال تهاجم نظامي آمريکا نوعي آرايش سياسي در ايران شکل گرفته و ديدگاه‌هاي کارشناسي و تخصصي را تحت‌الشعاع خود قرار داده است


ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

اروس و تمدن پنجشنبه 28 دی1385 20:42

«اروس و تمدن» يكي از مهمترين و شاخص‏ترين آثار هربرت ماركوزه است كه در سال 1955 نوشته شده است. اين كتاب، سنتزي بين آراي كارل ماركس و زيگموند فرويد ايجاد كرده است كه مبتني است هم به بر «تضادي» كه ماركس مطروح مي‏كند و هم بر كتاب «تمدن و ملال هاي آن» اثر فرويد. ماركوزه در اين كتاب به دنبال جامعه‏اي است كه در آن سركوب وجود نداشته باشد به عبارتي «جامعه غيرسركوبگر».

البته اين كتاب و كتاب «انسان تك ساحتي» به نوعي پيش درآمدي بر جنبش‏هاي اجتماعي و ضد فرهنگ سرمايه‏داري دهه 1960 است. ماركوزه به دنبال معناي اجتماعي زيستي ـ تاريخي براي بشر است نه تضاد طبقاتي و بدين ترتيب با ره آنچه كه غرايز را سركوب كند، رودررو مي‏شود. از نظر او سرمايه‏داري يكي از نظام حكومتي است كه از دستيابي به جامعه‏اي غيرسركوبگر جلوگيري مي‏كند، اين نوع جامعه مبتني بر تجربه‏اي كاملاً متمايز كه بين بشر و طبيعت شكل خواهد گرفت. فرويد در كتاب «تمدن و ملال‏هاي آن» نزاع بين غرايز بشري و سركوب مبتني بر آگاهي اجتماعي را مطرح مي‏كند و نتيجه مي‏گيرد كه نزاع زيستي بين اروس (غريزه حيات) و تمدن گريزناپذير است و در تاريخ سركوب نهفته است: «تمدن ما برسركوب غرايز نهفته است.» ماركوزه مي‏گويد: «تضاد پايان ناپذير بين كار (يعني اصل واقعيت، زندگي بدن خوشي) و اروس (يعني اصل لذت ،‌خوشي و لذت) نيست بلكه بين كار بيگانه شده و اروس است. پس يك جامعه سوسياليستي مي‏توانست چنين معادله‏اي را برهم زند يعني «كار نابيگانه شده زيست مايه» را جايگزين كار بيگانه شده در جوامع امروزي كند. چنين رويكردي به «تمدني غيرسركوبگر مبتني بر والايش غيرسركوبگر» ختم خواهد شد. بحث ماركوزه معطوف به اين نكته است كه سركوب، پديده‏اي تاريخي است. يعني تاريخ بشر، تاريخ سركوب است.

بدين ترتيب خود سركوب زيستي، عمده نيست بلكه معضلات بشري از «سركوب مازاد» ناشي مي‏شود كه نهادهاي تاريخي خاص عصر ما، آن را پديده مي‏آورد. ماركوزه از شاگردان هايدگر بود اما با حلقه انتقادي مكتب انتقادي مكتب فرانكفورت گره خورد. كار عمده او علاوه بر نقد راديكال جوامع موجود، ايجاد پلي بين ماركسيسم و بخشي از روانشناسي فرويدي محسوب مي‏شود. توصيف يوتوپيايي از «جامعه غيرسركوبگر» ايده تازه‏اي بود كه در دهه 60 و70 شكل گرفت.

 

نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

آخرين يوتوپيست در فرانكفورت پنجشنبه 28 دی1385 20:35
 هربرت ماركوزه چهره‏اي كه در كنار دو چهره ديگر، يعني ماكس هوركهايمرو تئودور آدورنو سازنده مثلث نسل درخشان مكتب فرانكفورت است در ميان عوام به عنوان پدر جنبش دانشجويي 1968 و در بين خواص به خاطر تلاش‏هاي فكري در جهت پيوند زدن نظريه روانكاوي و سنت ماركسيسم انتقادي شناخته شده است.ماركوزه در 1928 در خانواده‏اي ثروتمند و يهودي به دنيا آمد‏، در اواخر دهه 20 به دانشگاه فرايبورگ رفت و سه سالي در نزد هوسرل و هايدگر تملذ كرد و تحت ثاثير اين دومي رساله دكترايش را درباره هگل و ديالكتيك نوشت. در 1933 با قدرت گيري نازي‏ها به موسس پژوهشش‏هاي اجتماعي پيوست و جز اولين كساني از اين گروه بود كه به نيويورك مهاجرت كرد. سال 40 و50 را در نهفتگي گذراند اما در دهه 60 به عنوان پدر خوانده جنبش راديكال دانشجويي شناخته شد. كتاب انسان تك درختي او به مثابه پيش درآمدي براي آشنايي جهان انگليسي زبان با نظريات اصحاب فرانكفورت مورد توجه قرار گرفت. كتاب زماني نوشته شد كه ديالكتيك روشنگري هنوز به انگليسي ترجمه نشده بود. مهمترين كتاب ماركوزه اروس و تمدن است كه در آن سعي در خوانش راديكال از نظريات فراروانشناسانه فرويد دارد.

تصويري كه آدورنو و هوركهايمر در ديالكتيك روشنگري مي‏دهند سرشار از نااميدي و بدبيني نسبت به بهبود اوضاع بشر امروز است. در حالي كه ماركوزه در «اروس و تمدن» هنوز آينده و اتوپيا را غيرممكن نمي‏داند ماركوزه با اتوپياسازي خود علاوه بر اينكه نظريات آدورنو و هوركهايمر را رد مي‏كند معتقد است در جامعه فعلي نيروها و توان‏هايي وجود دارند كه مي‏توانند بشر را به وعده سعادت برسانند و به جامعه‏اي عاري از خشونت رهنمون سازند.

نوشته شده توسط بهروز رضیئی فر | موضوع: | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: بهروز رضیئی فر & Designer: Hessam Sedaghati